خرید بک لینک
ورود شیخ زکزاکی به ایران استقبال باشکوه از شیخ ابراهیم زکزاکی خوش آمدی مجدد به ایران شیخ زکزاکی قهرمان فکر و قیام سیاه و سفید و هر رنگ و نژاد برابرند برادرند خواهرند (۲۲ مهر ۱۴۰۲) هدیهی رهبری به زینت همسر شیخ ایراهیم یعقوب زکزاکی یادداشت روز دامنه (۳)علت نفوذ شیخ زکزاکی به نام خدا. سلام شریفان. شیخ ایراهیم یعقوب زکزاکی، رهبر معنوی و سیاسی نیجریه و به عبارتی "امام شیعیان آفریقا" بهگرمی مورد استقبال در فرودگاه امام خمینی (بین قم و تهران) قرار گرفت. او را کمی معرفی کنم: اول از اهل سنّت (مالکیمذهب) بود ولی وقتی از دیدار با امام خمینی رحَمهُ الله بیرون آمد، شیعه شد و اینک با نفوذ شگفتانگیز جهانیاش، نیجریه را جذب شیعه نمود و آفریقای بیدار را مجذوب تفکر خود. آنقدر او مرحوم امام را عظمت قائل بود اینک شیعیان نیجریه را «خمینیون» صدا میزنند. من سالهاست متوجه و جذب افکار و اخلاق او شدم. او دامنهی بیداری اسلامی را تعمیق کرد. حدود ۱۵ میلیون (حتی بیشتر) مردم نیجریه را پیرو مکتب اهلبیت -علیهالسّلام-کرد. حتی چندین میلیون مسیحی سرسختانه از زکزاکی  حمایت میکنند و در برنامهی مذهبی وی شرکت. شیخ یک ویژگی عجیبی دارد و آن این است عقل و نقل در منطق او بر مشارکت زنان در جنبش تاکید دارد و نیز تأسیس مدرسه. که اینک بالای سیصد مدرسه در شمال نیجریه راه انداخته است که زیربنایی برای سامان فکری. روزنامهی جنبش او "المیزان" نام دارد که گویا پرخوانندهترین روزنامهی نیجریه است به زبان هوساس. وی یک حرفِ عقیدنی قوییی دارد که از آن هرگز نمیگُسلَد و آن این تزش هست: "هیچ قدرتی بهجز خداوند وجود ندارد.» راستی علت نفوذ شیخ ابراهیم زکزاکی چیست؟ یکی علت مهم بلکه اصلیترین آن به نظر من ای

برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 11:02

قم. آستانه. مجاور حرم میدان پانزده خرداد سال پنجاه و نه من -چپ- رفقا، مرحوم مصطفی آهنگر دارابی شهید حجت الاسلام سیدجواد شفیعی دارابی     سال ۶۵ اعزام به جبهه اعزام به جبهه. داخل سپاه سورک و مسجدجامع ساری مرحوم مصطفی آهنگر ایستاده کنارم سمت راست نفر سوم دامنه: بر فراق رفیقم مصطفی مشهور به حاج ممدلی مُصْفا. عمومصطفی رفیق همیشگی ما (نگاه به عکسها) در دیدِ من چنین مَردی بود: کمحرف بود. شرافتمند زیست، سخاوتمند نیز. اهل غیبت اینُ آن نبود. آرام میبود؛ دائم. شورهُ خوره در سرش نمیپَروراند. مؤمن به دین بود ژرف. معتقد به مناسک بود سفتوسخت. پای مراسم و معارف اهل بیت ع فداکارانه حضور بیریا میزد. عضو پیشکسوت دستهی فاخر، سنتی، دیرپای هیئت پایینتکیه بود. مردی که مشهد مقدس زیارت دائمش بود. جبهه را رفته بود و در خانه لَم نداده بود. باوقار بود. مردی جذاب برای من. شوخطبع از نوع کاملا" محدود بین افراد معدود. خانهاش اتاق بالاخانه صدها بار محل نشست ما شد با بالاترین پذیرایی و خوشرویی او و خانم بزرگوارش بانوی ارجمند حاجیه امالبنین مقتدایی که خواهر عظیمالشأنی برای ما بوده است. عمومصطفی با توشهای پُروپیمون به دیار باقی شتافتی. آخرین دیدارم با تو همین مراسم چندماه پیش پسرعمهام آق سید محمدباقر شفیعی بود که گرم و گریان مرا آغوش کشیدی دلداری دادی و من محبتت را بر سینهام حس کردم. آن رو و صفتت هنوز ماند بر خاطرم. دیگر ندیدمت تا این که دقایق قبل فهمیدم از نزد ما به نزد رفیقان عمومصطفی مؤمنی، عمواصغر رنجبر، عمویوسف رزاقی، شهید حجت الاسلام آقسیدجواد شفیعی و سایر همرزمان شهیدان بسیجیان مؤمنان فامیلان و خویشان خفته بر خاک پر کشیدی. پَرَت پروازِ خوب برای فرود به قیامتِ قشنگت

برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 11:02

       ...            ...          گل شاپسند          عکسها در اینجا   تازهترین عکسهای مناظر شگفتانگیز دارابکلا از لنز هنرورزانهی عموحمیدرضا دوست علَن و رازها. بسم الله: شرح از ما و ثبت از حمیدرضا: من برای هر عکس که همین ۲۲ مهر ۱۴۰۲ صورت نمایش یافت یک جمله میسازم. این که جمله به کدام عکس راجع است خود خواننده بیابد: منطقهی جنگلی چهل متری دارابکلا. پلِ چهل متری به پل صراط تنه میزند. با اجازهی این زنوشوهر عکس ازشان گرفته شدکه برای تماشای دارابکلا تا دریا غرق نگاه گردیدند. عموحمید! یک سبد زردکیجا؟ ای تیناریخور بِستا بِستا!!! محوِ تماشای توام، خدای ایجادِ دلم. خدایا شُکر برین همه رنگ و آهنگِ همآهنگ. درَِهدله هم رَف بِن حمومپیش خونهام. ایضاً حمیدِ من ممنونم.

برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 11:02

جمعه, ۷ مهر ۱۴۰۲، ۰۹:۳۲ ب.ظ : عکاس: حمیدرضا طالبی لشدلهی سَخی شرح بر آبگوشت تَشی و لشدلهی سَخی همین اخیرا" با حمیدرضا باید میبود سرِ آبگوشت صحرایی هیمهتشی پر از دُمبه و پی که پیاش پیگیر پیامدها و پیامها پَس و پیغامها که حمید بلد است پس و پیش هم پیمایش را با پای پیاده در چکمه پایداری کند تا پای دار. پیمود و پیمود پیمانه پُر نمود و پرید و پرید پروا پیشه ساخت تا با پرِ پُر بپرواز. و این عکس آبگوشت و شِمای ماهِ مهرماه لِشدِلهی یالمله که به کِلهپیش میریزه بعد اتاقپیش میره و از داخل خونهی شیخان: آشخ ابراهیم غلامی، آشخ محمدجواد غلامی (عموزاادگان هم و رفقای من) عبور از جوفِ خونهی آقکاظم خراسانی گذر و به حاجگتی خانهپیش و از آنجا به پِشخانهی حاجقاسم شاهمیری از جلوِ دروازهی امبررمضانی پِیَر سِره، دور میزند زیرگذر قهوهخانهی آقای محمد شاهمیری و مشدیدکونسر را درمینوَردد و از آنجا نا درمانگاهپیش سپس از پشت خونهی مرحوم جُرون شعبون نوری، وصل به جوب حاجآیش میشود در شالیزارهای دارابکلا میریزد مشروب میسازد که جد جد جد پدری من مِلاجعفر طالبی دورسالی گَتچکمه پوشید خاک دارابکلا را توش کرد رفت روی شالیزار ایستاد با رشادت سوگند خورد این ملکی که رُویش ایستادهام مال اسرَم هیچ کجا نیست، مال ملکِ طِلق دارابکلاست. همان شد که حاجآیش هرگز دیگر اشغال نشد شغل محلیها در امر بینج و برنج و ورمز شد. دامنه + حمید. عکس ازوست متن ازین کوچیکِ شریفان صحن. بگذرم. با میسبَزِه پیاز آآآآآبگوشت نه، بل آبگووووشت دودی دود شد. به اتفاق مادرحمید زهرا و خانوادهاش، جواد رنجبر و خانوادهاش، غلامحسین کورهسرِ پیش. درود. ۱ ۰

برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 15:03

متنی از ابراهیم رمضانی محمد دربارهی دورهی مُبصری دبستان دامنه و مدیری مدرسه فکرت دامنه : سلام وارادت محضر مدرسه. قبل از هر حرفی ازاقا مدیر، بزرگان، علما، اساتید که شرف حضور در مدرسه دارن والبته از خیلی جدی های مدرسه واقعا معذرت میخام. گفتم بعد از بحثهای علمی وسیاسی و... جدی در مدرسه برای یغییر حال وهوا یه خاطره واقعی قاطی با کمی شوخی بفرستم. بمناسبت بازگشائی مدرسه بخصوص کلاس یکی هاکه کوله از قدواندازه اونها گَت تِرِه. درسالهای قدیم حول وحوش سالهای ۵۸ یا ۵۹ یا ۶۰ بعدِ انقلاب، مدرسه کلاس ۱ یا ۲ یا ۳ بودم در اون روزگار در مدرسه رسم بران بود که (شاید فقط مدرسه ما) کلاس ۱ و ۲ و۳ که بچه ها چون کوچک وچیز نفهم (بدوخوب) بودن و قدرت اداره خود رادرکلاس نداشتن، مدیران مدرسه برای نظم کلاس تا رسیدن اموزگار، یک نفر بزرگتر از کلاس بالاتر که یِتّا جِمِه وِیشتِر پارِه پُورِه هاکاردِه راانتخاب می کردن به عنوان مُوبصِر که کلاس را ساکت ها کانه ووَچوُن همدیگه پیرَن رِه پاره نکنن. (کنایه از جنگ ودعوا) اَمِ کلاس هم یکی ازون کلاسا بِیِه.نَدومبِه کلاس 1بودم یا2 ولی اینو مطمئنم که خیلی ارام بودم بر عَکسِ بقیه وَچُون. مُوبصِرِ ماهم یک کلاس بالایی بود.باکلاس،خوش تیپ،ومدیر.وِنِ جِ ترس داشتِمِی البته با احترام قاطی بود. (اخِرِسَر ، وِنِ اِسم رِه خواهم گفت). این موبصر واقعا مدیر با یک مدیریتی خاص بنام(سَرتَپِیزم) یعنی کشیده ویا چَک ، کلاس۳ خواهم نفره که همه زلزله بودن ( غِیر ازمِن ) به راحتی اب خوردن وادار به سکوت کاردِه میگفت باید صدای راه رفتن مورچه را بشنویم، چجوری؟ گُومبِه. اینجوری بودکه نفر پشت سری نصف کَت(نیمکت) تام الاختیار بوددر صورت کوچکترین حرکت ،پچ پچ هاکاردن وگَتّهِ نفس ب

برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 15:03

یکشنبه, ۹ مهر ۱۴۰۲، ۰۶:۵۹ ق.ظ   شرح دامنه برین مَردِ شهیر و شیخ محل: مرحوم حجت الاسلام شیخ روحالله حبیبیست. خودمونی در تلفظ محلی: شِخرِللا. مردی با مرامی مردمی. کاری. خدمتی. اخلاقی. دارای تز ترقی. خود هم فردی مترقی. میان مردم بود. با حشر و نشری قوی و قلبی متعالی. دههی آخر چهل یا اوایل دههی پنجاه برای دارابکلا آب شُرب لولهکشی زد. سپس برق هم آوُرد. سردفتر ازدواج هم داشت -که همین- وی را محبوب دلها نموده بود. چون کارش این بوده تا دو دلِ دلخواه را به هم دلدار کند و در دفتر و قلم و ثبت و درج و مُهرش، جوش سازد و عقد. کم پیش آمده باشد جوانان محل و منطقه و حومه و حوالی تا اواسط دههی هفتاد -که به رحمت الهی رفت- به دست او بر دختران دلخواه خود حلال نشده باشند، آخه او خندانترین عاقد بود. اغلب حتی شاید تمام محل توسط او به عقد و عروسی میرسیدند. قبرش روبروی ساختمان امامزاده باقر در سمت خیابان است در نزدیکیهای نردهی دیوار مزار. دیدن قبرش حتی به آدم خندانی میبخشد. سادهزیست بودُ باسواد و زیرک و به تعبیر خودمی من: زیادزیاد زرنگ. او مردِ معتقد به خالق و مرتبط با خلق بود. درود به روحش و سلام به خالهام همسر باکمال و خصالش، که من صدَرخاله صداش میکنم و هر بار که محل میآیم زیارتش را از دست نمیدهم. هر کس اگر عکسی ازین شیخ شهیر دارد مرا شریک داشتههای خود سازد تا آلبومش را تکمیل کنم. عکس فوق را چند سال پیش از زنداداشم حبیبهخانم حبیبی (دختر آن مرحوم، همسر اخویام آقشیخ باقر طالبی) گرفتم. صلوات میفرستم بر روح آن نامآور مردمی و محبوب محل. ۱ ۰

برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 15:03

صفحه بندی